تبليغاتX
ماسک
من نوشت : کلیه حقوق این وبلاگ با اضافه کاری های آن واگذار شد به دوست مجازیم که یک ماسک واقعی است .


... از چه می ترسم..

سایه دعوتم کرده به این بازی  که بگویم از چی می ترسم ..  خودش  این یک اعتراف وحشتناکه .. اولین ترس.. ترس به اعتراف کردنه ..

 بعد  از درد ..می ترسم  .. و ..

 بعد  از موجودات چندش آور .. و ..

 بعد  از تصادف .. و..

 بعد از  آبروم ..

 و   بعد  هم   ..  از لباس شخصی ها ..  بیشتر از همه  !  

دوستان هم اگر  نمی ترسند  همه دعوتند ..

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 13:17  توسط ماسک  | 




... دل های پاک .. اینجا ایران است ..
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 21:32  توسط ماسک  | 

 

... عین شربت سانستول در آمده ؛ با همان رنگ و طعم ، یک قولوپش برای دو شبانه روز کافی است ، فرمول آن را از کجا آورده ام بماند ، یک عمر با ماسک زندگی کردن حتمآ بی اجر نمی ماند ، شربت را تا ته سر می کشم ... منتظر می مانم ..می دانم خدایا شریک نداری ، نمی خواهی هم ..

به دعوت دوست عزیزم پونه

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 19:7  توسط ماسک  | 

 

... لیدای عزیز از منهم خواسته چه عکس جالبی را اخیرآ دیده ام ..البته خود عکس زیاد جالب نیست شاید .. این احتمال که سوژه .. مدیر این سازمان باشد جالب است ..

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 3:9  توسط ماسک  | 

... الکی خوشم گاهی .. بی هر بهانه ای ..

به دعوت پونه

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 18:57  توسط ماسک  | 

... اگر 100 تا کتاب داشته باشم .. نیمی از آنها را نخوانده ام .. نیمه دیگرش را هم نصفه خوانده ام .. از این نصفه نیمه خوانده ها 5 تایش با توجه به وزن و حجمشان عبارتند از :
1- جان شیفته رومن رولان 2- جنگ و صلح تولستوی 3- سرخ وسیاه استاندال 4- نان و شراب سیلونه و 5- مردان مریخی و زنان ونوسی جان گری ! ...... از پونه که مرا به این بازی دعوت کرد تشکر می کنم .. دوست داشتمش هم بازی را و بیشتر دعوتش را .. بنا به آداب بازی منهم دوستانم را دعوت می کنم تا یادی کنند از 5 تا کتاب های نیمه خوانده اشان ... تاتوره .. ماشنکا .. توت فرنگی های نه چندان وحشی .. دخترک اوریجینال .. حرف زیادی .. خط فاصله و blocked
 
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 22:12  توسط ماسک  | 

 

... انارها ماند بی او .. یلدا  صبح نشد هنوز ..

... صبح میروم بازار .. اطراف توپخانه.. تماشا..

...چسب..قیچی..ساعت..خورده ریز خریدارم..

...دوستی ندارم ..مانده باشد..

...مجازی ها .. دوست ترند راستی..

نوشته های شت شیشه ..حرف زیادی ..blocked .. دوستیم..

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 0:32  توسط ماسک  | 

 
Free counter and web stats