... کاش تو بودی نمی رفتی ..من بودم نمی ماندم ..
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 23:51  توسط بابک فارسی
|
من نوشت
... کاش تو بودی نمی رفتی ..من بودم نمی ماندم ..
... تا پائیز یک تابستان راه باقیست..با سر می رویم .. آتش ببارد هم ..
... از دیو و دد ملولم ..از انسان هم .. از چشمهای تو و آرزوهایم ..
... به مجلس من آمدی اگر .. گریه نکن خنده ام می گیرد..
... پایت را اینجا بگذار .. روی شانه ام..آفتاب را می بینی..
... میشود بیآئی با هم دویست سال زندگی کنیم ..؟
... ماه من توئی .. همانقدر دوریم از هم..