تبليغاتX
ماسک

ماسک

من نوشت

 

... همه یکجور مثل هم هستیم ..  نیازهایمان جور واجور است .. 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 20:38  توسط بابک فارسی  | 

 

...من اینجا هستم در مشت تو  .. پیدایم نمی کنی..

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 0:36  توسط بابک فارسی  | 

 

... اگر می آئی..بمان قدری بیشتر کمی بازی کنیم..

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 18:28  توسط بابک فارسی  | 

 

...برای به دست آوردن چیزهائی که تا بحال نداشتی..باید برخی چیزهائی را که دوستشان داری کمی زیر قیمت بفروشی..

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 14:9  توسط بابک فارسی  | 

 

... او تو را سالم و پرکار می خواهد..زیبا باشی که بهتر..

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 19:25  توسط بابک فارسی  | 

 

... پنجاه سال از خدا عمر گرفت ..یک عمر از من..

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 19:44  توسط بابک فارسی  | 

 

... انارها ماند بی او .. یلدا  صبح نشد هنوز ..

... صبح میروم بازار .. اطراف توپخانه.. تماشا..

...چسب..قیچی..ساعت..خورده ریز خریدارم..

...دوستی ندارم ..مانده باشد..

...مجازی ها .. دوست ترند راستی..

نوشته های شت شیشه ..حرف زیادی ..blocked .. دوستیم..

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 0:32  توسط بابک فارسی  | 

 

... قلبم را ارزان دادم .. روحم را نمی خری ؟

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 21:1  توسط بابک فارسی  | 

 

... زمستان سالهاست اینجاست.. تو چه می کنی اینجا ؟

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 17:5  توسط بابک فارسی  |